دست نوشته های من

خرید بک لینک
گل قشنگم الان خونه خاله منصوره توی اتاق سعید خوابیدی صبح رفتیم نمازی، خوشبختانه جلومون رو نگرفتن و با ماشین تا جلو اورژانس رفتیم، رفتم اتاق عمل، گفتن برم پرونده رو از بگیرم،پرونده ات رو دادم تحویل و برگشتم تو رو گذاشتم توی کالسکه ات و بردم دم در اتاق عمل،هنوز خبر نداشتی که قراره عمل بشی، به دوستام دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 4:51

سلام گل قشنگم کنارم نشستی و داری تلوزیون نگاه میکنی. موهات رو اتو کشیدی . عاشق موهای بلند هستی .عاشق این هستی که بگی بابام اجازه نمیده موهام رو کوتاه کنم. سال گذشته : خونه شیراز رو از مستاجر گرفتیم.تعمیر کردیم.اخرش هم پای شما رو عمل کردیم.اینها اتفاقات مهم سال 95 برای ما بود سال خوبی بود .سال اینده دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 155 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 4:51

سلام گل قشنگم 19 آذر 92 بود که خاله مریمت به خاطر یه سری از مشکلات دست 3 تا پسرش رو گرفت و از خونه رفت.یه مدت رو توی شهر خودمون موندن و بعد رفتن شیراز.کسی ازشون اطلاع چندانی نداشت .کجا هستن و چیکار میکنن تا بالاخره دیروز محمد به مادر بزرگی زنگ زد و چشم سیاه هم شماره اش رو گرفت و تماس گرفت باهاشون فک دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 4:51

سلام گل قشنگم الان عمو صمد و خانمش اومده بودن خونه مون برای بازدید عید.تازه رفتن دیروز رفتیم سیزده رو به در کردیم .من و تو و مامانت و مادربزرگی .صبحانه رو کنار سد سلمان . ناهار رو وسط رودخانه بعد از دوزه سیمکان و بعد هم رفتیم میمند کمی عرقیات خریدیم و حدود ساعت 6 خونه بودیم.بعد از مرتب کردن وسایل نز دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 199 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 4:51

سلام گل قشنگم دیروز رفتیم درمونگاه مطهری، دکتر شما رو دید و تو هم نقاشی که براش کشیدی بهش دادی و کلی شیرین زبونی براش کردی، در مورد دستت نظرش این بود که دستت هم در آینده نیاز به عمل داره، بهار سال آینده باید بریم دوباره تو رو ببینه وقتی از مطب بیرون نیومدی رفتی پیش دکتر و در مورد کفش قاب قابی پرسیدی دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 193 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 4:51

سلام گل قشنگم

امروز اخرین روز مهد تو بود .انگار همین دیروز بود من و مامانت نگران بودیم که تو رو چه جوری بذاریم مهد

چهارشنبه جشن پایانی دارین

خانم عسکرفر راننده سرویست. خانم اقبال مربی مهد. اونها هم به تبدیل به یه خاطره شدن برای دختر کوچک بابا شدن

تمام وسایل مهدت رو توی یه جعبه بسته بندی میکنیم تا همیشه برات بمونن

+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت ۷:۱۵ ب.ظ توسط بابا محمد |
دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 4:51

سلام گل قشنگم

صبح ساعت ۱۰ حرکت کردیم .من و تو .مامان.ساعت ۷ رسیدیم شهرکرد.دانشگاه گفتن از فردا اسکان میدیم.اومدیم سمت پل زمان خان.توی یه روستا به خونه یه خوابه گرفتیم .وسایل رو گذاشتیم و روسی گرفتم و الان اومدیم خوب سامان .داریم وسایل شدم و صبحونه و ناهار فردا رو میخریم

+ نوشته شده در جمعه ۲ تیر ۱۳۹۶ساعت ۱۰:۴۱ ب.ظ توسط بابا محمد |
دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 4:51

سلام گل قشنگم

الان پل زمان خان هستیم.ناهار خوردیم و دراز کشیدیم .صبح رفتم ثامن یه تومن گرفتم .دو تا ۵۰۰ از دوشنبه مختلف.خونه رو هم تحویل داریم و میریم دانشگاه

+ نوشته شده در شنبه ۳ تیر ۱۳۹۶ساعت ۴:۲ ب.ظ توسط بابا محمد |
دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 4:51

سلام گل قشنگ از روز یکشنبه که از شهرکرد فرار کردیم اومدیم اصفهان. یکشنبه سی واحد خوراسگان بودیم تا عصر دوشنبه که ما رو از اونجا بیرون کردن.الان برا شب چهارم هست که خمینی شهر مهمون همکاران خونگرم هستیم چند پیشنهاد برای خرید اصفهان صنایع دستی بازار قیصریه خرید جینی بازار جمعه مغازه بهروز .بازار جمعه دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 155 تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 4:51

صفحه بندی